دريانوردان ايرانيان در دوره اشكانيان / قسمت دوم

دريانوردان ايرانيان در دوره اشكانيان / قسمت دوم

راه‌دريايي ابريشم

يعقوبي تاريخ‌نگار ايراني از راه دريايي ابريشم در زمان اشكانيان نام مي‌برد و مي‌گويد: «… براي وصول به چين از طريق آبي بايد هفت دريا گذشت كه اول آن درياي فارس است كه بايد از سيراف در كشتي نشست و آخر آن درياي صنجي يا كنجلي است كه اين دريا را با باد جنوب سير مي‌كنند تا به درياي خوشگوار كه مرزباني‌ها و اول معموره آنجاست برسند و از آنجا به شهر خانفو (كانتون) همراه مي‌توان از آن در سه ماه گذر كرد ولي اگر باد ‌آرام باشد شايد دو سال طول بكشد. از اين رو آنها كه به دريا مي‌روند توشه سه سال با خود به كشتي مي‌برند. در دريا چيزي است كه مردم را به ياد ميهن و خانه خود مي‌اندازد و بدين‌سان چند تن جان خود را از دست دادند. چون كان‌يينگ اين سخن شنيد باز ايستاد…».در اين زمان سالنامه‌هاي چيني از يك بازرگاني ايراني به نام تسين‌لون نام مي‌برند كه از راه دريايي هند و چين به كشور چين رفته است.

صدها سال پيش از اشكانيان مقدسي در كتاب احسن‌التقاسيم في معرفه الاقاليم بنيان بندرهاي عدن و جده را به اشكانيان (اشغانيان) نسبت داده و مي‌نويسد: «… دو بندر عمده جهان عدن و سحار است، بيشتر مردم عدن و جده پارسيان هستند … در سحار يكديگر را به فارسي صدا مي‌كنند و به فارسي سخن مي‌گويند، سحار پايتخت عمان است … و آن دهليز چين و خزانه شرقي و عراق است و بيشتر مردم آن پارسيان هستند… جده شهري است بر دريا و مردم آن بازرگان هستند، چون جده خزانه مكه و بارانداز يمن و مصر است، بيشتر مردم آن پارسيان هستند و آنها را در آنجا كاخ‌هاي شگرف است، آنها كه به هجر و آبادان سفر مي‌كنند بايد از درياي فارس و كرمان و تيس‌مكران بگذرند، و بيشتر كشتي‌سازان و دريانوردان آن پارسيان هستند…». در سراسر راه‌هاي دريايي خشاب‌ها (چراغ‌هاي دريايي) روشني‌افروز دريانوردان و درياپويان بودند.

در چين و در زمان دودمان‌هاي، ايران نفوذ بسياري داشته كه از زمان اشكانيان آغاز شده بود. از آن جمله چيزهاي كه از زمان اشكانيان آغاز شده بود. از آن جمله چيزهايي كه از ايران مي‌بردند، زره سواره‌نظام بوده كه سواران چيني به كار مي‌بردند و نيز تيروكمان و زوبين و شمشير و خنجر و سازوبرگ اسب از مهم‌ترين واردات ايراني در بنادر چين بود… و از همه مهم‌تر اينكه سواره‌نظام چين روش جنگ‌آزمايي خود را از سواران اشكاني (پارتيزان‌ها) آموخته بودند.

نكته پاياني اينكه اردشير بابكان بنيان‌گزار دودمان ساساني هجده شهر ايجاد يا تجديد ساختار كرد كه يازده شهر از آنها بندر بودند. در همين زمان در جزيره تايوان (قرمز) هزاران نفر ايراني زندگي مي‌كردند. اينك فصل نويني در تاريخ دريانوردي ايرانيان آغاز مي‌شد.

پيل الكتريكي

مهم‌ترين اختراع دانشمندان ايراني در دوران اشكاني كه تأثيري ژرف در دريانوردي گذاشت پيل الكتريكي بود. در سال 1330 خورشيدي، باستان‌شناس آلمان ويلهلم كونيك و همكارانش در نزديكي تيسفون ابزارهايي از دوران اشكانيان را يافتند. پس از بررسي معلوم شد كه اين ابزارها پيل‌هاي الكتريكي هستند كه به دست ايرانيان در دوران اشكانيان ساخته شده و به كار برده مي‌شده‌اند. او اين پيل‌هاي تيفسون Bagdad Battery ناميد.

اكتشاف اين اختراع ايرانيان به اندازه‌اي تعجب و شگفتي جهانيان را برانگيخت كه حتي برخي از دانشمندان اروپايي و آمريكايي اين اختراع ايرانيان را به موجودات فضايي و ساكنان فراهوشمند سيارات ديگر كه با بشقاب‌هاي پرنده و كشتي‌هاي فضايي به زمين آمده بودند، نسبت دادند؛ و آن را فراتر از دانش انديشمندان و پژوهشگران ايراني داشتند. براي ايشان پذيرفتني نبود كه ايرانيان 1500 سال پيش از گالواي ايتاليايي (1786 ميلادي) پيل الكتريكي را اختراع نموده باشند.

ايرانيان از اين پيل‌هاي الكتريكي جريان برق توليد مي‌كردند و از آن براي آبكاري اشيا زينتي سود مي‌جستند. در پهنه دريانوردي نيز ايرانيان از اين اختراع جهت آبكاري ابزارهاي آهني در كشتي و جلوگيري از زنگزدن و تخريب آنها استفاده مي‌كردند.

آسياب‌آبي

اختراع ديگري كه به دانش آبشناسي ايرانيان مرتبط است آسياب آبي است. اختراع سه نوع آسياب آبي به ايرانيان نسبت داده شده است كه يك نوع آن به نام «آسياب مهردادي» به روشني در دوران اشكانيان اختراع شده است. نخست آسياب تنوره يا آسياب نورس يا آسياب پره، با محوري عمودي و پره‌هاي قاشقي، دوم آسياب شناور، كه با پره‌هاي بزرگ پارويي دوران مي‌كرده است و در رودخانه‌هاي خراسان، خوزستان و ميانرودان به تعداد زيادي ساخته شده بوده است؛ بازمانده آن هنوز در شوشتر و دزفول خودنمايي مي‌كند. سوم آسياب چرخي يا آسياب مهردادي كه روميان به آن آسياب ويترويان نام نهادند، با محور افقي كه نام مخترع آن را مهرداد ثبت نموده‌اند.

پرورش ماهي

در رساله دوستي ايران و چين كه در سده دوم پيش از ميلاد به نگارش درآمده است شواهدي از پرورش ماهي در ايران دوران اشكاني باري خوراك وجود دارد. اما از رآنجايي كه چينيان هم مانند فرانسويان و تازيان به طور معمول نام‌ها و واژگان بيگانه را براي سادگي در تلفظ تحريف كرده و تغييرات بسياري در آن وارد مي‌ساختند و دخل و تصرف آنها در اين واژگان به اندازه‌اي است كه تشخيص نام‌هاي اصلي بينهايت دشوار مي‌شود، نمي‌توان به صراحت نام شهرها و افرادي كه به اين كار مبادرت ورزيده بودند را شناسايي نمود. براي نمونه آنها اشك را ان‌هوان، تيرداد را ت‌ان‌ووتي، اردوان را ان‌فاچين، اردشير را ان‌فاهي‌ين، فيروز را موئون كيو، كيقباد را كوواتا، انوشيروان را نائوساوان و فرمانرواي ايران را شايويو (شاه، شاهپور) و كشور ايران را در زمان اشكانيان آن‌سي (اشكاني) و در زمان ساسانيان پوسي (پارسي)، اعراب را تاچي (تازي)، روم را داتسين، امپراتور آنتونن را آندون ناميده‌اند. همچنين انار را در چين ميوه ايراني، شترمرغ را كه در گذشته به فراواني در دشت‌هاي ايران يافت مي‌شد، پرنده ايراني، اسنفاج را سبزي پارسي (پوه‌تساي) ناميده، انگور، باده انگور (بائودا)، يونجه و پولاد كه به آن آهن ايراني مي‌گفتند نيز از طريق جهان راه‌ابريشم از ايران به چين رسيده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *