هنر قصه گویی برای کودکان / قسمت دوم

هنر قصه گویی برای کودکان / قسمت دوم

داستانهای گروهی
این داستانها که به داستانهای مشارکتی نیز معروف هستند، با مشارکت و همراهی خود کودک ساخته می شود. شما می توانید قصه ای را آغاز کنید .و در جای خاصی، آن را قطع کرده و از کودک بخواهید تا بقیه آن را با استفاده از قوه خلاقیت خود بگوید و سپس او، آن را نصفه رها نماید و شما بقیه او را بگویید. در ابتدا برای آنکه کودک ( به ویژه کودکان گروه سنی زیر 5سال ) خوب با این بازی آشنا شود، در گقتن قصه به او کمک کنید ولی پس از مدتی به او اجازه دهید تا به تنهایی بخش خود را تعریف کند.
گاهی نیز خوب است داستان را رها کرده و ادامه بازی را به روز بعد موکول کنید. با این کار او را به فکر کردن در مورد داستان و ادامه آن وا می دارید و همچنین، به تقویت حافظه او برای به خاطر سپردن داستان و شخصیت های آن کمک می کنید. در گروه سنی بالای 8سال می توانید این بازی را به صورت گروهی ( با حضور دوستان کودک ) انجام دهید تا لذت بیشتری از داستان ببرند.
هنر قصه گویی
داستان و نقاشی
داستانی را برای کودک خود تعریف کنید و سپس از او بخواهید تا نقاشی ای در مورد داستان بکشد و در صورتی که به مدرسه می رود، نام و خلاصه داستان را در کنار نقاشی بنویسد. این نقاشی ها را به دیوار اتاق او بزنید و هر از گاهی از او بخواهید تا داستان یکی از آنها را برای شما تعریف نماید. نکته مهم در مورد این بازی این است که در هنگام نقاشی کشیدن او را آزاد بگذارید و به او جهت فکری ندهید تا قوه خلاقیت او پر.ورش یابد. این کار را می توانید از سنین پایین، هنگامی که کودک توانایی مداد به دست گرفتن دارد، انجام دهید.

داستانهای عامیانه
گفتن این داستانها که از حکایات قدیمی نشات گرفته است، کودک را بیشتر و بهتر با فرهنگ ایران زمین آشنا می سازد. در این داستانها کودک با شخصیت های معروف تاریخ ایران، شهرها و خصوصیات رفتاری و فرهنگی مردم ایران و…. بیشتر آشنا می شود. شما با تعریف کردن این داستانها، او را تشویق می کنید تا در مورد سرزمین خود بیشتر اطلاعات کسب نماید. البته دامنه اطلاعاتی شما نیز در این زمینه باید قوی باشد تا به سوالات بی شمار فرزندتان پاسخ های صحیح دهید. برای این کار می توانید به مطالعه کتابهای تاریخی به زبان ساده بپردازید.

داستانهای خلاقانه
در این داستانها می توانید از قوه خلاقیت خود و فرزندتان کمک بگیرید و تغییرات گوناگون و البته خنده داری را به آنها بدهید تا کودک تشویق شود، متفاوت اندیشیدن را نیز امتحان کند. البته کودکان زیر 7سال، به وضوح در می یابید که آنها، آنقدر قدرت خلاقیت بالایی دارند که اغلب جهت داستان را برایتان تعیین می نمایند.

هنر قصه گویی برای کودکان / قسمت اول

هنر قصه گویی برای کودکان / قسمت اول
قصه گفتن یک هنر است و از زمانهای بسیار دور، تعریف کردن داستان در تمام کشورهای دنیا مرسوم بوده، به گونه ای که هنوز، بسیاری از آنها در قالب حکایت و ضرب المثل نقل می گردد. در این بین گفتن داستان برای کودکان، مقوله ای جدا و ماندگار بوده است و بزرگترها سعی می کردند که با تعریف کردن حکایات و داستانهای گوناگون، کودکان را با تجارب خود آشنا سازند و به آن ها درس زندگی دهند.
با گسترش علم و تکنولوژیري، بسیاری از زوایای زندگی ما تغییر کرده است اما میل به قصه گفتن و قصه شنیدن، همچنان در افراد- بزرگ و کوچک- باقی مانده است. البته با توجه به نقل و انتقال سریع اطلاعات، دیگر حافظه افراد مانند قدیمی ها، پر از حکایات و داستانهای شیرین نیست و به همین دلیل، والدین به ناچار رو به کتابهای داستان می آورند تا فرزندانشان را با دنیای قصه ها پیوند دهند. امروزه ثابت شده، کودکانی که والدینشان برای آنها قصه می گویند علاوه بر آنکه ارتباط عاطفی قوی تری با پدر و مادر خود برقرار می کنند، ذهنی خلاق تر و روحیه ای متفکرتر نیز دارند. داستان، آنها را با خود به شهرها و کشورهای گوناگون می برد، با فرهنگ ها و شیوه های متفاوت زندگی ها روبه رو می کند و همچنین با افکار و اندیشه های گوناگون و شخصیت های خوب و بد تاریخ و … آشنا می سازد. در یک کلام، داستان کلاس درسی است که شما در هر زمان و مکانی امکان برگزاری آن را برای فرزندتان دارید.
در این مقاله شما را با مزایای داستان گویی برای کودکان و نحوه انتخاب داستانها برای هر گروه سنی آشنا می سازیم تا فرزندتان، بهترین بهره را از شنیدن داستانها ببرد.

هنر قصه گویی

داستانهای پندآموز
یکی از بهترین انواع داستانها، داستانی است مه نتیجه ای اخلاقی و یا کاربردی داشته باشد به گونه ای که وقتی کودک در موقعیتی مشابه با فرد درون قصه قرار می گیرد با استفاده از حافظه شنیداری خود، هم ذات پنداری نموده و کار درست را انجام دهد. شما می توانید این قبیل داستانها را از سنسن پایین ( حدود دو سالگی ) با کلماتی که در محدوده واژگان فرزندتان است، برای او تعریف کنید. همچنین شما این امکان را دارید که شخصیت های قصه . موضوعات آن را با توجه به علایق و مسائل روزمره فرزندتان انتخاب نمایید و لزوما خود را محدود به استفاده از کتابهای داستان نکنید.

داستانهای نمایشی
در این داستان، از موضوعاتی استفاده نمایید که کودک توانایی اجرای نمایشی آن را داشته باشد. این کار به او کمک می کند تا علاوه بر فهم بهتر موضوع داستان و جذابیت کار، از خلاقیت خود نیز برای اجرا استفاده نماید. این داستان ها برای کودکان بالای 4سال بسیار اثرگذار و جذاب می باشد. همچنین می توانید این کار را در جمع فرزند خود و دوستانش انجام دهید و هرکدام، یکی از شخصیت ها را انتخاب نموده و با کمک به یکدیگر به اجرای نمایش بپردازند. پس از چند دور تمرین، از آنها بخواهید، کار را در مقابل افراد دیگر خانواده اجرا نمایند تا به افزایش اعتماد به نفسشان نیز کمک شود.

هنر قصه گویی برای کودکان /قسمت  دوم

 

زيست‌ فناروي كشاورزي چيست؟

زيست‌ فناروي كشاورزي چيست؟
آنچه تاكنون گفته شد، بيشتر در مورد محصولات ترانس‌ژنيك (تراريخته) بود. در اينجا بد نيست نگاهي بيندازيم به اصل موضوع زيست‌فناوري و ببينيم اين فن‌آوري اصولاً به چه معنا است. زيست‌فناروي در يك جمله فناوري توليد موجودات تغيير ژنتيكي يافته و نيز استفاده از آنها است. اين موجود مي‌تواند يك گياه، حيوان و يا حتي يك باكتري باشد در اين فناوري سر و كار محققان با مولكول‌هاي موجود زنده و به طور خاص با دي‌ان‌اي است.
تا ده‌ هزار سال كشاورزان و دامداران با استفاده از روش‌هاي سنتي ژنتيكي مثل به‌گزيني و يا اصلاح نژاد خصوصيات گياهان زراعي و يا دام‌هاي خود را بهبود مي‌بخشيدند. اصلاح‌نژاد، به توليد گياه و دام اهلي يعني آنچه كه به عنوان گياه زراعي و مدام‌هايي كه امروزه در كشاورزي و دامپروري پرورش داده مي‌شوند،‌ انجاميد. در قرن بيستم اصلاح نژاد اختصاصي‌‌تر شد و صفاتي كه محققان براي اصلاح انتخاب مي‌كردند به طور خاص شامل افزايش ميزان محصول و مقاومت به آفات و بيماري‌ها مي‌شد. اين صفات، از طريق ژن‌هايي كه دي‌ان‌اي را مي‌سازند، از نسلي به نسل بعد منتقل مي‌شوند.

زيست‌ فناروي

همه موجودات زنده، از جمله ميوه‌ها و سبزيجات و گوشتي كه ما مي‌خوريم، ژن‌هايي دارند كه دستورات لازم براي فعاليت‌هاي سلول آن موجود را صادر مي‌كردند. اخيراً دانشمندان تشخيص و كار با ژن‌هايي كه مسئول ايجاد اين صفات هستند را ياد گرفته‌اند و اين آغاز زيست‌فناوري است.
زيست‌فناروي كشاورزي، مجموعه‌اي از تكنيك‌هاي اختصاصي است كه بر پايه شناخت دي‌ان‌اي، براي بهبود خصوصيات گياهان، حيوانات و ميكروارگانيسم‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد. دانشمندان اين رشته مي‌كوشند روش‌هايي براي افزايش توليدات كشاورزي بيابند. اين تلاش با شناسايي ژن‌هاي مسئول اين صفات شروع شده و امروزه با بررسي نقش آنها به نفع بهبود خصوصيات يك محصول زراعي و يا يك دام ادامه دارد. زيست‌فناوري پيشرفت‌هايي را در اين زمينه ممكن مي‌سازد كه ساير روش‌هاي سنتي اصلاح نژاد، به تنهايي قادر به آن نيستند.

ملاحظات زيست‌محيطي كاربرد زيست‌فناوري در كشاورزي
ارزيابي امنيت زيست‌محيطي گياهان حاصل از زيست‌فناوري نياز به شناخت بيولوژي گياه و روش‌هايي كه براي كشت آن گياه بكار گرفته مي‌شود، دارد. اين شناخت براي تشخيص ريسك‌هاي بالقوه زيست‌محيطي ناشي از فعاليت كشاورزي لازم است كه بتوان به اين وسيله، روش‌هاي مناسب براي مديريت كردن اين مخاطرات را طراحي كرد. بيشتر كشورها براي ارزيابي مخاطرات زيست‌محيطي محصولات زيست‌فناوري، از روش‌هاي مشابهي استفاده مي‌كنند كه شامل موارد زير است:
ـ بررسي و ارزيابي نقش ژن‌هاي وارد شده به گياه و هر گونه تغيير در خصوصيات گياه
ـ امكان وقوع اثرات ناخواسته بر روي ساير موجودات (گونه‌هاي غيرهدف)
ـ احتمال بقاي طولاني‌تر گونه‌هاي دستكاري شده، در طبيعت نسبت به گونه‌هاي متداول و حتي تبديل گونه‌هاي جديد به گونه‌هاي مهاجم در زيست‌گاه‌هاي طبيعي .
ـ اثرگذاري بر تنوع زيستي.

كاربردهاي زيست‌ فناوري كشاورزي در كجاست؟

كاربردهاي زيست‌ فناوري كشاورزي در كجاست؟
مهندسي ژنتيك: دانشمندان اكنون مي‌دانند كه چگونه يك ژن را از يك ارگانيسم به موجود ديگر منتقل كنند. به اين عمل مهندسي ژنتيك (GE)genetic engineering و يا دستكاري ژنتيكي (GM) Modification گفته مي‌شود. در هر حال آن را هر چه كه بناميم، با اين روش مي‌توانيم با انتقال ژن‌ها (DNA) از يك موجود به موجود ديگر، ويژگي‌هاي دلخواه (مثلاً مقاومت به بيماري و يا افزايش محصول) را به يك گياه، حيوان و يا حتي ميكروارگانيسم منتقل كنيم. به چنين ارگانيسم‌هايي، ارگانيسم‌هاي دستكاري ژنتيكي شده (GMOs) گفته مي‌شوند. امروزه محصولات مقاوم به آفات و بيماري‌هاي گياهي و يا ارقام پرمحصول كشت مي‌شوند. نشانگرهاي مولكولي: روش‌هاي سنتي اصلاح‌نژاد شامل به‌گزيني در يك گياه يا دام به خصوص، بر اساس صفات قابل مشاهده يا قابل اندازه‌گيري (ويژگي‌هاي فنوتيپي) انجام مي‌شود. اما در روش جديد، محققان با بررسي دقيق دي‌ان‌اي موجود زنده، مي‌توانند با كمك نشانگر‌هاي مولكولي، ژن‌هاي مورد نظر را در گياه يا حيوان- حتي اگر آن ژن‌ها باعث بروز صفات قابل مشاهده هم در موجود نشده باشند- رديابي كرده و بنابراين با اين روش، گزينش ژن‌ها براي اصلاح، دقيق‌تر و موثرتر خواهد بود. براي مثال محققان سازمان بين‌المللي محصولات گرمسيري، با كمك اين نشانگرها توانسته‌اند گياه لوبيا چشم‌بلبلي مقاوم به سوك‌«بروشيد» (Bruchid)، و يا گياه كاساواي مقام به ويروس موزاييك توليد كنند. توجه كنيد كه صفت مقاومت، بروز خاصي در ظاهر گياه ندارد. همچنين با كمك اين نشانگرها مي‌توان ژن‌هاي نامطلوب را شناسايي كرد تا نسل‌هاي بعدي حذف شوند.


شيوه‌هاي تشخيص مولكولي: روش مولكوي كه براي تشخيص بيماري‌هاي گياهان و دام‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد، بسيار دقيق است و مي‌تواند به طور اختصاصي، ژن‌ها و توليدات آنها را در موجود زنده رديابي كند. امروزه بررسي مولكولي عامل بيماري‌هاي گياهي و دامي ، جاي روش‌هاي قديمي تشخيصي را گرفته است.

زيست‌ فناروي كشاورزي
واكسن‌ها: واكنس‌هاي زيست‌ فناوريك در پزشكي و دامپزشكي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. اين واكنس‌ها نسبت به واكنس‌هاي قديمي، ارزان‌تر و بي‌خطرتر هستند. همچنين در دماي اتاق پايداري بيشتي دارند و نيز نياز به نگهداري در يخچال ندارند. اين يك مزيت مهم براي مصرف‌كنندگان نهايي واكسن در مناطق گرمسيري است. برخي از اين نوع واكسن‌ها جديد هستند و براي اولين بار براي محافظت در برابر برخي بيماري‌هاي عفوني توصيه مي‌شوند. مثلاً در فيليپين به كمك زيست‌فناوري واكسني براي بيماري عفونت خوني در بز و نوعي بوفالو ساخته شده است. اين بيماري براي هر دو گونه فوق كشنده است.
كشت بافت: كشت بافت در واقع توليد نسلي از يك گياه در آزمايشگاه است كه در آن از قسمت‌هاي عاري از بيماري گياه براي توليد گياه جديد استفاده مي‌شود. با اين روش زيست‌فناوري‌اي، گياه عاري از بيماري را براي كاشت در مزارع خواهيم داشت. گياهاني كه با اين روش توليد شده‌اند، شامل مركبات، آناناس، آوكادو، انبه، موز، قهوه، و پاپايا مي‌شود.

ژن‌هایی برای تغییر / قسمت دوم

ژن‌هایی برای تغییر / قسمت دوم

به تأخير انداختن زمان رسيدن ميوه

يكي از كاربردهاي جالب زيست‌فناوري در كشاروزي ، كاري است كه با ميوه‌ها مي‌كنند تا آنها ديرتر برسند. اين كار زمان بيشتري در اختيار كشاورزان براي حمل و نقل محصولاتشان قرار مي‌دهد. معمولاً درصدي از خسارت محصولات كشاورزي مربوط به زماني است كه محصولات از باغ يا مزرعه خارج مي‌شود. تا به دست مصرف‌كننده برسد.

با تغيير فيزيولوژي گياه مي‌توان زمان رسيدن ميوه را به تأخير انداخت. زيست‌فناروي اين امكان را به ما داده است و گياهاني كه در ژن‌هايشسان تغييراتي ايجاد شده، زمان بيشتري نياز دارند تا ميوه‌ها برسند و اين يعني فرصت بيشتر به كشاورز براي فروش محصولات به بازارهاي دورتر. همچنين مصرف‌كنندگان نيز اين محصولات را قبل از مصرف تا زمان بيشتري مي‌توانند در يخچال نگهداري كنند.

تغيير ژنتيكي و ارزش غذايي بيشتر

تحقيقات جديد دانشمندان هدفي را دنبال مي‌كند كه بتوان با ايجاد تغييرات ژنتيكي در محصولات كشاورزي ، ارزش غذايي آن‌ها را بالا برد محققان مي‌گويند مي‌توان با دستكاري در ژن‌هايگياه، توليد ويتامين‌ها را در آنها بالا برد و همچنين كيفيت مواد مغذي را در آنها افزايش داد . براي نمونه، نوعي برنج به نام برنج طلايي معرفي شده است كه حاوی سه ژن انتقالي است كه كار آنها توليد بتا- كاروتن است.

اين ماده پيش‌نياز ساخته شدن ويتامين آ، در بدن است. كمبود ويتامين آ، يكي از عوامل نابينايي در جهان است. اهميت اين ويتامين آنجا مشخص مي‌شود كه بدانيم 250 ميليون كودك در جهان از عوارض كمبود اين ويتامين رنج مي‌برند.

در مورد كيفيت مواد مغذي، چربي‌ها از جمله موادي هستند كه نوع آن در سلامت مصرف‌كننده‌ها اهميت دارد. به كمك زيست‌فناوري مي‌توان تركيب روغن را در گياهاني كه از دانه آنها روغن استخراج مي‌شود، و نيز حتي نوع روغن توليد شده را در دانه‌هاي گياهان روغني به نفع سلامتي بيشتر انسان تغيير داد.

يكي ديگر از تركيبات مهم غذايي، پروتئين‌هاي گياهي هستند. اين پروتئين‌ها در مقايسه با پروتئين‌هاي حيواني ارزش غذايي كمتري دارند؛ زيرا ممكن است يك يا چند اسيد آمينه ضروري را در ساختار خود نداشته باشند. توليد گياهاني كه پروتئين‌هاي آنها ارزش غذايي مناسب‌تري داشته باشند، از جمله حوزه عمل زيست‌فناروي كشاورزي است. امروزه ذرت‌هاي ترانس ژنتيكي كشت مي‌شوند كه پروتئين‌هاي آن، طوري بهبود يافته است كه همه طوري بهبود يافته است كه همه اسيدهاي آمينه ضروري را دارد.

اما در زمينه افزايش كيفيت محصول ، شايد مهم‌ترين هدف زيست‌فناوري، دخالت در ژن‌هاي گياه به منظور كاهش سميت برخي تركيبات آن باشد. پيشرفتي كه در اين زمينه حاصل شده مربوط به گياه كاساوا است كه محققان با اين روش موفق به كاهش سميت سيانوژن‌ها در آن گياه شده‌اند. اين موفقيت نشان مي‌دهد در آينده شاهد پيشرفت‌هاي بيشتري در اين زمينه خواهيم بود.

ژن‌هایی برای تغییر / قسمت اول

ژن‌هايي براي تغيير / قسمت اول

ژن‌هايي براي تغيير / قسمت اول ، توليد اولين محصولات مدرن زيست‌فناوري در كشاورزي ، به سال 1995 يعني زماني كه كشاورزان اقدام به كشت محصولات تراريخته (ترنس ژنيك) كردند، بر مي‌گردد. سرعت توسعه اين روش به حدي بود كه در سال 2003 هفت ميليون كشاورز در هيجده كشور دنيا مشغول زراعت گياهان دستكاري شده بودند كه 85 درصد آنها در كشورهاي توسعه يافته بود.
اما سوالي كه همواره در برابر توليد اين گونه محصولات مطرح بوده، اين است كه آيا اين گونه گياهان چه اثرات زيست‌محيطي داشته و آيا اصولاً براي تغذيه انسان و ديگر حيوانات بي‌خطر هستند يا نه؟ پاسخ محققان زيست‌فناروي همواره به اين سوالات با خوش‌بيني بوده است. آنها معتقدند اين فناوري مانند هر فناوري ديگري براي محيط بي‌اثر نخواهد بود. اما اثرات مفيدي كه زيست‌فناروي دارد، استفاده از آن را در كشاورزي منطقي مي‌كند. يكي از مهم‌ترين اين اثرات كه محققان همواره از  آن ياد مي‌كنند، امكان توليد محصولات مقاوم به آفات و بيماري‌هاي گياهي به روش دستكاري ژنتيكي گياهان است كه به كاهش مصرف سموم و در نتيجه ايجاد محيط كار و محصولات سالم‌تري براي كشاورزان و مصرف كننده اين محصولات مي‌شود.


شايد همين نكات است كه كاربرد اين فناوري در جهان را به سرعت افزايش داده است. به عنوان مثال مناطق تحت كشت محصولات دستكاري شده در جهان از 7/1 ميليون هكتار در سال 1996 به 7/67 ميليون هكتار در سال 2003 رسيد. شش كشور عمده كه در سال 2003 به كشت اين گياهان مشغول بودند، شامل ايالات متحده، آرژانتين، كانادا، برزيل،‌چين و آفريقاي جنوبي بودند. به تازگي دو كشور ديگر يعني هند و فيليپين نيز به دنياي كشورهاي داراي زيست‌فناروي پيوسته‌اند.
اما ببينيم محصولات ترانس‌ژنيك چگونه محصولاتي هستند. محصولات دستكاري شده ژنتيكي يا همان ترانس‌ژنيك كه به آنها Genetically Engineered Crop ‌( GE) گفته مي‌شود،‌ گياهاني هستند كه يك ژن بخصوص از يك ميكروارگانيسم ديگر (مثلا يك باكتري يا حتي يك گياه) به مجموعه ژني آنها اضافه شده تا مشخصاتي كه ما خواهان آن هستيم را پيدا كنند. به اين ترتيب، ما با دستكاري در ژنوم گياه (و يا حتي در دام‌ها) موجودي خواهيم داشت با مشخصات دلخواه. حالا برويم سراغ مزايايي كه پرورش اين گونه گياهان و يا دام‌ها دارند. يكي از اين مزيت‌ها، ايجاد مقاومت نسبت به آفات و بيماري‌ها است.

•    گياهاني مقاوم به حشرات
به طور مشخص هر ساله براي مبارزه با آفات و بيماري‌هاي گياهي مقادير بسيار بالايي سموم شيميايي كه خطرات زيادي براي انسان و محيط زيست دارند مصرف و از اين طريق وارد محيط زندگي ما مي‌شوند.
زيست‌فناريو اين امكان را به ما داده كه با ايجاد گياهان مقاوم به آفات و بيماري‌ها، نياز به مصرف سموم شيميايي را به حداقل برسانيم.

ژن‌هايي براي تغيير
به عنوان مثال، در اين چند سال اخير، گياهان به شيوه‌اي مورد دستكاري ژنتيكي قرار گرفته‌اند تا بتوانند پروتئين‌هاي Bt را كه باعث مقاومت آنها به حشرات مي‌شود، بسازند. اين پروتئين‌ها توسط گونه‌اي از باكتري‌ها به نام Bacillus thuringiensis كه به اختصار آن را Bt مي‌ناميم، توليد مي‌شوند. اين باكتري خاك‌زي، داراي پروتئيني است كه براي طيفي از حشرات سمي است در حالي كه براي انسان و حيوانات بي‌خطر است. از اين باكتري تا قبل از توليد محصولات ترانس‌ژنيك كه حاوي ژن‌هاي اين باكتري هستند، براي مبارزه بيولوژيك عليه آفات بسيار استفاده مي‌شده است. اما حالا با وارد كردن ژن مسئول توليد پروتئين سمي به دي‌ان‌اي گياهان، خود گياهان مي‌تواند اين پروتئين را توليد كنند و براي حشره آفت سمي باشند. اين گونه محصولات زراعي به نام محصولات Bt شناخته مي‌شوند. مثل Bt Corn و يا Bt Rice و … . اين روزها گونه‌هاي مختلف ذرت و پنبه كه به اين روش به آفات مقاوم شده‌اند، به صورت تجاري مورد كشت قرار مي‌گيرند. در سطح بعد، گياهاني مثل لوبيا چشم‌بلبلي، آفتابگردان، سويا، گوجه‌فرنگي، توتون، گردو،‌ نيشكر و برنج مقاوم شده به روش ترانس‌ژنيك توسط كشاورزان به طور وسيع كشت مي‌شوند

ژن‌هایی برای تغییر / قسمت دوم

اسباب رفاه و امنيت خودرو

اسباب رفاه و امنيت خودرو
بسياري از خوانندگان درباره تجهيزات جديدي كه توسط شركت آپكو عرضه و روي خودروها نصب مي‌شود سوالاتي مطرح مي‌كنند كه تصميم‌ گرفتيم در اين مجال كوتاه، به معرفي دو مورد از اين تجهيزات و امكانات بپردازيم؛ اول وسيله‌اي بسيار كاربردي كه در جهت رفاه و رعايت قانون است و دومي، ابزاري براي حفظ بيش‌تر امنيت خودرو.
كروز كنترل
كروز كنترل كه در قديم به آن كنترل گشت‌زني هم گفته مي‌شد، سامانه كنترل سرعت خودرو است كه براي آسودگي و برخورداري از امكان تنظيم سرعت مناسب با در نظر داشتن حداكثر سرعت مجاز در مسيرهاي طولاني به كار مي‌رود. در اين سامانه امكان تثبيت سرعت خودرو در شرايط مختلف بدون استفاده از پدال گاز فراهم شده است؛ به عبارت ديگر، وظيفه سامانه كروز كنترل ثابت نگه‌داشتن حركت خودرو در سرعت دلخواه راننده است.
هنگامي كه كروز كنترل فعال مي‌شود، يك محرك الكترونيكي به جاي راننده وظيفه تنظيم دقيق دريچه گاز را بر عهده خواهد داشت. همچنين راننده مي‌تواند از طريق كليدهايي كه روي دسته دنده قرار دارد، سرعت خودرو را بدون اينكه از حالت كروز كنترل خارج شود، افزايش يا كاهش دهد. در صورتي كه راننده هر يك از پدال‌هاي گاز، ترمز يا كلاچ را فشار دهد، سامانه كروز كنترل قطع شده و بلافاصله كنترل سرعت يا كلاچ را فشار دهد، سامانه كروز كنترل قطع شده و بلافاصله كنترل سرعت خودرو به راننده باز مي‌گردد. در اين سامانه آخرين سرعت تثبيت‌شده نيز در حافظه ذخيره مي‌شود و راننده مي‌تواند با فشار دادن يك دكمه، سرعت خود را روي اين عدد تنظيم كند.

امنيت خودرو

به طور كلي مزاياي سامانه كروز كنترل عبارتند از:
•    امكان تثبيت سرعت خودرو در حد دلخواه
•    كاهش موثر خستگي راننده در مسافرت‌هاي طولاني (عدم تماس با پدال گاز و لرزش‌هاي آن، عدم نياز به فشار دادن ممتد پدال گاز و جلوگيري و خستگي ماهيچه‌هاي پا)
•    كاهش مصرف سوخت در رانندگي برون‌شهري
•    حفاظت از موتور خودرو با خروج اتوماتيك از حالت كنترل سرعتي
•    برخورداري از حافظه الكترونيكي
•    پرهيز از عبور ناخودآگاه از محدوديت‌هاي مجاز سرعت و جريمه رانندگي


شيشه بالابر هوشمند
سامانه شيشه بالابرهاي هوشمند داراي يك واحد كنترل الكترونيكي است كه قابليت‌هاي زير را ميسر مي‌كند:
سامانه ايمني ضد مانع (Antiu-trap)
اين سامانه از خطرات ناشي از به دام افتادن اعضاي بدن هنگام بالا رفتن شيشه‌هاي خودرو جلوگيري مي‌كند. چنانچه شيشه هنگام بالارفتن با مانعي برخورد كند، متوقف شده و سپس در جهت عكس حركت مي‌كند؛ به اين ترتيب از صدماتي جدي و تهديدآميز كه ممكن است به خصوص براي كودكان پيش بيايد، پيش‌گيري مي‌كند.
بسته شدن خودكار شيشه‌ها (Auto Power Window)
اين سامانه موجب مي‌شود پس از قفل كردن درهاي خودرو از طريق كنترل از راه دور، شيشه‌هاي خودرو يك به يك كنترل شده و هر كدام پايين باشد، تا انتها بالا برود. اين سيستم امنيتي خطرات ناشي از سرقت را در اثر فراموش كردن بالا بردن شيشه‌ها برطرف كردن و باعث مي شود راننده با آسودگي خاطر خودروي خود را ترك كند.
فرمان جابجايي خودكار شيشه هر چهار در (One-Touch Power Windows)
سرعت شيشه به هنگام پايين آمدن در انتهاي مسير به صورت خودكار كم شده و بدون آنكه ضربه‌اي به در وارد كند، مي‌ايستد. اين قابليت، صداي آزاردهنده ناشي از توقف ناگهاني شيشه در انتهاي مسير را حذف و عمر قطعات داخلي را بيشتر مي‌كند.

داستان برنگشتن به خانه! / قسمت دوم

داستان برنگشتن به خانه! / قسمت دوم
سرانجام به سالن اجتماعات فرودگاه برده شديم و مردي براي سخنراني وارد شد. او در سخنرانيش از شهري مستقل و آرام به نام «برمودا» نام برد كه مي‌گفت قراره به خاطر آرامي آن مكان، نام آن را به «آرامش»‌تغيير بدهند. با اين تفاسير فكر كنم زياد دوست نداشت همه چيز را روشن كند، در مورد مسافران هم كمي توضيح داد. در جايي او گفت كه هر هواپيمايي كه به اينجا وارد شده، مسافرانش الان در كمال آرامش در حال زندگي در اين مكان پر از راحتي و ملايمت،‌ هستند و تمام هواپيماها كه به برمودا رسيده‌اند، در نقاطي دور در همين جا رها شده‌اند. بعد با حس آرامش و طمأنينه خاصي اعلام كرد كه به همه شما امكانات داده مي‌شود، اما شما حق خروج را نداريد تا اينجا را به ديگران معرفي كنيد. حالا تام مفهوم تابلوها و نبود دفتر بليت و پيدا شدن هواپيماهاي خالي از مسافر را فهميد.
پس از ورود به شهر، وجود چراغ‌ها  و دستگاه‌هاي قطع ارتباط براي تام جالب بود. آنها به تعداد زياد در حاشيه خيابان‌ها وجود داشتند كه البته دليل آن هم واضح بود. اين تجهيزات براي كنترل آسمان و قطع ارتباط هواپيماهاي احتمالي كه در پرواز بودند، استفاده مي‌شد. اما كنترل به هوا ختم نمي‌شد، بلكه از زمين و دريا هم مراقبت مي‌كردند، اما اين موضع براي تام مهم نبود.
تام برايش همه چيز تازگي داشت و دلهره‌اي ترسناك از ماندن در يك مكان ناشناس ولي امن داشت. فقط به اين فكر مي‌كرد كه بايد پيش عمويش در آن طرف برمودا برود. تام با كمال شجاعت كه شايد فقط يك درصد مردم آن را داشته باشند، با يكي از مأمورين موضوع خود را در ميان گذاشت. او كه از تعجب نكردن مامور و لبخند روي چهره او خوشحال شده بود، كمي به بازگشت به خانه اميدوار گشت. او فهميد كه اين مأمور با يكي از مأموران شهر كه مسئول تهيه دارو بود، همكاري مي‌كرد و هر دو با نگهداشتن مردم، مخالف بودند. مامور با او گفت: تو اولين كسي نيستي كه من او را از انيجا مي‌برم. اما به يك شرط اين كه راز ما را فاش نكني. او همان شب با يك هلي‌كوپتر همراه مامور به يكي از كشورهاي هم‌جوار رفت و در ‌آنجا تصميم گرفت كه از طريق هواپيما پيش عمويش برد. او توانست اين كار را انجام دهد و بعد از تعطيلات به خانه خود بازگردد.
اما همواره در تعطيلات، اين موضع ذهنش را مشغول كرده بود كه چرا در برمودا و شهر آرامش، هر كسي را كه در خيابان يا هر جاي ديگر مي‌ديد، اصلا ناراحت به نظر نمي‌رسيدند كه پيش خانواده خود نيستند. اما بعدها در تماسي كه با همان مامور داشت، او به تام چنين گفت: مي‌دوني چيه؟ يه خبر جالب واست دارم. مردمي كه اينجا موندن توي نظرسنجي كه انجام شده، گفتن دوست نداريم به كشور خودمون بازگرديم و زندگي ساكت اينجا رو بيشتر از سروصداي شهر دوست داريم.
تام سكوت كرد و به ياد حرف‌هاي آن سخنران افتاد كه از سكوت حرف مي‌زد. در اين حين مأمور كه مامور كه نام او «جان» بود گفت: هي گوش مي‌كني يا نه؟ تام گفت: آره بابا. داشتم به معناي برنگشتن به خونه فكر مي‌كردم.
يعني انسان‌هاي امروزي اينقدر زياد آرامش را دوست دارند پس شايد همه آنهايي كه طي ساليان سال مفقود شدند در آرامش مطلق در برمودا زندگي مي‌كنند!!‌

داستان برنگشتن به خانه! / قسمت اول

داستان برنگشتن به خانه! / قسمت اول

داستان برنگشتن به خانه! / قسمت اول

سال 2037 ميلادي، ساعت 10 و 20 دقيقه صبح يك روز زيباي زمستاني در تعطيلات كريسمس هستيم. «تام» شخصيت اصلي داستان كه يك جوان پرتحرك و كنجكاو است، سوار بر هواپيما در حال سفر به كشوري ديگر بر فراز اقيانوس بود.
در حين سفر همه چيز به نظر خوب بود كه ناگهان تام متوجه شد كه كاركنان هواپيما رفتار عجيبي دارند. شايد درك اين موضوع براي افراد عادي و مسافران اين هواپيما مشكل بود، اما براي جواني كنجكاو و دقيق مانند تام اين گونه نبود. او فكري به ذهنش رسيد، از روي صندلي خود بلند شد و در خيال خود به بهانه دست شستن به سمت سرويس بهداشتي كه نزديك به كابين خلبان بود، رفت.
هنوز در ذهنش عمليات كشف اين موضوع را شروع نكرده بود كه خود خلبان، از موضوع پرده برداشت. خلبان با صدايي رسا در بلندگوي هواپيما به مسافران گفت: «فكر مي‌كنم هم‌اكنون ارتباط ما با فرودگاه قطع شده است. البته نمي‌خواهم نكرانتون كنم، ولي ما آلان با توجه به نقشه، در محدوده و محوطه‌اي آشنا به نام «مثلث برمودا» هستيم.
همه مسافران به هم ريختند هر كس به نوعي احساسش را دنبال مي‌كرد. يكي با خدا حرف مي‌زد، يكي  از خلبان سوالاتي مي‌كرد، يكي به آشنايانش توجه بيشتري داشت، خلاصه همه ترسيده بودند و اميدوار به اينكه شايد نجات يابند. تام كه انگار سرش درد مي‌كرد براي اين ماجراها، به كابين خلبان نزديك شد و به علت اين كه همه كاركنان در كابين جمع بودند، كسي متوجه حضور او در كابين نشد. از صداها معلوم بود كه همه مضطرب هستند. در دوردست‌ها به نظر مي‌رسيد كه چيزي در حال نزديك شدن به آنهاست.
چند دقيقه بعد او از ترس اين كه به او مشكوك شوند، به صندلي‌اش بازگشت. از پنجره معلوم بود كه چيزي مثل يك هلي‌كوپتر در حال نزديك شدن به هواپيماست. وقتي كه كمي نزديك‌تر  شد، علامت مثلثي كه روي بدنه‌اش بود به خوبي مشخص شد. خلبان هلي‌كوپتر با ارسال نقشه‌اي به هواپيما كه در آن موقعيت يك فرودگان را نشان مي‌داد، با آنها تماس برقرار كرد و گفت كه با توجه به مشخصات اين فرودگاه كه برايشان فرستادند، به آنجا بروند و فرود بيايند.
سرانجام پس از ترس بسيار مجبور به قبول كردن دعوت آنها بود. به آنجا رفتند و فرود آمدند. خودرويي به سمت هواپيما آمد و چند مرد با كمال احترام وارد هواپيما شدند. آنها چنان با ادب رفتار مي‌كردند كه نزديك بود همه از تعجب شاخ در بياورند.
پس از رفتن به سالن فرودگاه، دونكته توجه تام را به خود جلب كرد. يكي نبودن هيچ گونه دفتر فروش بليت و ديگري تابلوهاي راهنماي مستقر در فرودگاه كه فقط به سمت ورود مسافران اشاره مي‌كردند و خبري از راهنماها به سمت رفتن به هواپيما نبود. انگار همه چيز يك طرفه بود.

داستان برنگشتن به خانه! / قسمت دوم

دريانوردان ايرانيان در دوره اشكانيان / قسمت دوم

دريانوردان ايرانيان در دوره اشكانيان / قسمت دوم

راه‌دريايي ابريشم

يعقوبي تاريخ‌نگار ايراني از راه دريايي ابريشم در زمان اشكانيان نام مي‌برد و مي‌گويد: «… براي وصول به چين از طريق آبي بايد هفت دريا گذشت كه اول آن درياي فارس است كه بايد از سيراف در كشتي نشست و آخر آن درياي صنجي يا كنجلي است كه اين دريا را با باد جنوب سير مي‌كنند تا به درياي خوشگوار كه مرزباني‌ها و اول معموره آنجاست برسند و از آنجا به شهر خانفو (كانتون) همراه مي‌توان از آن در سه ماه گذر كرد ولي اگر باد ‌آرام باشد شايد دو سال طول بكشد. از اين رو آنها كه به دريا مي‌روند توشه سه سال با خود به كشتي مي‌برند. در دريا چيزي است كه مردم را به ياد ميهن و خانه خود مي‌اندازد و بدين‌سان چند تن جان خود را از دست دادند. چون كان‌يينگ اين سخن شنيد باز ايستاد…».در اين زمان سالنامه‌هاي چيني از يك بازرگاني ايراني به نام تسين‌لون نام مي‌برند كه از راه دريايي هند و چين به كشور چين رفته است.

صدها سال پيش از اشكانيان مقدسي در كتاب احسن‌التقاسيم في معرفه الاقاليم بنيان بندرهاي عدن و جده را به اشكانيان (اشغانيان) نسبت داده و مي‌نويسد: «… دو بندر عمده جهان عدن و سحار است، بيشتر مردم عدن و جده پارسيان هستند … در سحار يكديگر را به فارسي صدا مي‌كنند و به فارسي سخن مي‌گويند، سحار پايتخت عمان است … و آن دهليز چين و خزانه شرقي و عراق است و بيشتر مردم آن پارسيان هستند… جده شهري است بر دريا و مردم آن بازرگان هستند، چون جده خزانه مكه و بارانداز يمن و مصر است، بيشتر مردم آن پارسيان هستند و آنها را در آنجا كاخ‌هاي شگرف است، آنها كه به هجر و آبادان سفر مي‌كنند بايد از درياي فارس و كرمان و تيس‌مكران بگذرند، و بيشتر كشتي‌سازان و دريانوردان آن پارسيان هستند…». در سراسر راه‌هاي دريايي خشاب‌ها (چراغ‌هاي دريايي) روشني‌افروز دريانوردان و درياپويان بودند.

در چين و در زمان دودمان‌هاي، ايران نفوذ بسياري داشته كه از زمان اشكانيان آغاز شده بود. از آن جمله چيزهاي كه از زمان اشكانيان آغاز شده بود. از آن جمله چيزهايي كه از ايران مي‌بردند، زره سواره‌نظام بوده كه سواران چيني به كار مي‌بردند و نيز تيروكمان و زوبين و شمشير و خنجر و سازوبرگ اسب از مهم‌ترين واردات ايراني در بنادر چين بود… و از همه مهم‌تر اينكه سواره‌نظام چين روش جنگ‌آزمايي خود را از سواران اشكاني (پارتيزان‌ها) آموخته بودند.

نكته پاياني اينكه اردشير بابكان بنيان‌گزار دودمان ساساني هجده شهر ايجاد يا تجديد ساختار كرد كه يازده شهر از آنها بندر بودند. در همين زمان در جزيره تايوان (قرمز) هزاران نفر ايراني زندگي مي‌كردند. اينك فصل نويني در تاريخ دريانوردي ايرانيان آغاز مي‌شد.

پيل الكتريكي

مهم‌ترين اختراع دانشمندان ايراني در دوران اشكاني كه تأثيري ژرف در دريانوردي گذاشت پيل الكتريكي بود. در سال 1330 خورشيدي، باستان‌شناس آلمان ويلهلم كونيك و همكارانش در نزديكي تيسفون ابزارهايي از دوران اشكانيان را يافتند. پس از بررسي معلوم شد كه اين ابزارها پيل‌هاي الكتريكي هستند كه به دست ايرانيان در دوران اشكانيان ساخته شده و به كار برده مي‌شده‌اند. او اين پيل‌هاي تيفسون Bagdad Battery ناميد.

اكتشاف اين اختراع ايرانيان به اندازه‌اي تعجب و شگفتي جهانيان را برانگيخت كه حتي برخي از دانشمندان اروپايي و آمريكايي اين اختراع ايرانيان را به موجودات فضايي و ساكنان فراهوشمند سيارات ديگر كه با بشقاب‌هاي پرنده و كشتي‌هاي فضايي به زمين آمده بودند، نسبت دادند؛ و آن را فراتر از دانش انديشمندان و پژوهشگران ايراني داشتند. براي ايشان پذيرفتني نبود كه ايرانيان 1500 سال پيش از گالواي ايتاليايي (1786 ميلادي) پيل الكتريكي را اختراع نموده باشند.

ايرانيان از اين پيل‌هاي الكتريكي جريان برق توليد مي‌كردند و از آن براي آبكاري اشيا زينتي سود مي‌جستند. در پهنه دريانوردي نيز ايرانيان از اين اختراع جهت آبكاري ابزارهاي آهني در كشتي و جلوگيري از زنگزدن و تخريب آنها استفاده مي‌كردند.

آسياب‌آبي

اختراع ديگري كه به دانش آبشناسي ايرانيان مرتبط است آسياب آبي است. اختراع سه نوع آسياب آبي به ايرانيان نسبت داده شده است كه يك نوع آن به نام «آسياب مهردادي» به روشني در دوران اشكانيان اختراع شده است. نخست آسياب تنوره يا آسياب نورس يا آسياب پره، با محوري عمودي و پره‌هاي قاشقي، دوم آسياب شناور، كه با پره‌هاي بزرگ پارويي دوران مي‌كرده است و در رودخانه‌هاي خراسان، خوزستان و ميانرودان به تعداد زيادي ساخته شده بوده است؛ بازمانده آن هنوز در شوشتر و دزفول خودنمايي مي‌كند. سوم آسياب چرخي يا آسياب مهردادي كه روميان به آن آسياب ويترويان نام نهادند، با محور افقي كه نام مخترع آن را مهرداد ثبت نموده‌اند.

پرورش ماهي

در رساله دوستي ايران و چين كه در سده دوم پيش از ميلاد به نگارش درآمده است شواهدي از پرورش ماهي در ايران دوران اشكاني باري خوراك وجود دارد. اما از رآنجايي كه چينيان هم مانند فرانسويان و تازيان به طور معمول نام‌ها و واژگان بيگانه را براي سادگي در تلفظ تحريف كرده و تغييرات بسياري در آن وارد مي‌ساختند و دخل و تصرف آنها در اين واژگان به اندازه‌اي است كه تشخيص نام‌هاي اصلي بينهايت دشوار مي‌شود، نمي‌توان به صراحت نام شهرها و افرادي كه به اين كار مبادرت ورزيده بودند را شناسايي نمود. براي نمونه آنها اشك را ان‌هوان، تيرداد را ت‌ان‌ووتي، اردوان را ان‌فاچين، اردشير را ان‌فاهي‌ين، فيروز را موئون كيو، كيقباد را كوواتا، انوشيروان را نائوساوان و فرمانرواي ايران را شايويو (شاه، شاهپور) و كشور ايران را در زمان اشكانيان آن‌سي (اشكاني) و در زمان ساسانيان پوسي (پارسي)، اعراب را تاچي (تازي)، روم را داتسين، امپراتور آنتونن را آندون ناميده‌اند. همچنين انار را در چين ميوه ايراني، شترمرغ را كه در گذشته به فراواني در دشت‌هاي ايران يافت مي‌شد، پرنده ايراني، اسنفاج را سبزي پارسي (پوه‌تساي) ناميده، انگور، باده انگور (بائودا)، يونجه و پولاد كه به آن آهن ايراني مي‌گفتند نيز از طريق جهان راه‌ابريشم از ايران به چين رسيده است.

انسان مغرور و خودپسند ، فكر و نظر درستي ندارد

انسان مغرور و خودپسند ، فكر و نظر درستي ندارد
عجب و خودپسندي يكي از علف‌هاي هرز مزرعه زندگي انسان است؛ ما مي‌تواين با تفكر درباره گذشته و انديشيدن به آينده و بررسي كردن داشته‌ها، اين بيماري را در خود علاج نماييم. بايد به اين مسأله بيشتر دقت كنيم كه اولاً انسان هر چه دارد، از علم و قدرت گرفته تا ثروت و جمال و كمال، چندان زياد نيست و خيلي‌ها بيشتر از او دارند و به قول معروف، دست بالاي دست بسيار است! پس آنچه داريم، كم است و قابل فخرفروشي نيست. ثانياً همين دارايي كم‌هم، از آنِ خودمان نيست؛ بلكه امانتي الهي است كه دير يا زود آن را از ما مي‌گيرند و تنها گزارش عملكرد ما بر جا مي‌ماند؛ همان گونه كه پيش از ما نيز اين امانت از خيلي‌ها پس گرفته شده است.

انسان مغرور و خودپسند
اگر انسان توان، قابليت و موفقيت‌هاي خود را، لطف خداوند بداند، در عين حال كه اعتماد به نفس دارد و در كمال اطمينان گام برمي‌دارد، در مقابل بندگان خدا نيز متواضع است، زيرا شايسته نيست با سرمايه‌هاي خدادادي، به بندگان خدا فخرفروشي كرد، اما اگر كاميابي‌ها و دستاوردها را از خود دانستيم و از خدا غافل شديم، اين عجب و غرور پيامدهاي زير را براي ما در بر خواهد داشت:
1. غرور ما را در نظرها كوچك و بي‌مقدار مي‌كند، چرا كه فرموده‌اند: «هر كس تكبر ورزد، خدا او را كوچك مي‌كند و هر كس فروتني پيشه كند، خداوند او را در نظرها بالا مي‌برد.»
2. خودپسندي سبب توقف توسعه عقل و فهم انسان مي‌شود و از رشد او جلوگيري مي‌كند، زيرا غرور و باور كذب، مانع يادگيري، پرسيدن و طلب كمال است.
از اميرالمومنين، علي عيله‌السلام نقل شده است: «غرور و خودپسندي انسان، يكي از حسودان عقل اوست!»
3. تكبر موجب مي‌شود عالمان و آگاهان، دانش خود را از ما دريغ كنند. سعدي داستاني را در مورد شخص مغروري نقل كرده است كه اطلاعات مختصري در علم نجوم داشت و چنان به خود مغرور بود كه گويا كسي از او آگاه‌تر نيست.
روزي نزد كوشيار، رياضيدان معروف قرن چهارم رفت و با همان غرور در ضمن گفتگو و بدون آن كه به جهل خود اعتراف كند، مي‌خواست از اين رياضيدان معروف، نكته‌هايي بياموزد، اما كوشيار كه او را مست غرور يافت، چيزي به او نياموخت و به او گفت: «تو خود را پُر از معلومات مي‌داني و ظرف تو جاي خالي ندارد كه من آن را پُر كنم. وجود تو به جاي علم و دانش، از خودپرستي لباب شده. بايد اول ظرف وجودت را از اين غرور خالي كني، سپس به جاي آن، علم و معرف بريزي.»
4. غرور باعث مي‌شود همان مقدار كمي هم كه مي‌دانيم، زير حجاب خودپسندي پنهان شود و نتواند به ما كمكي كند. بزرگان، علم و دانش را به چشم بينا تشبيه كرده‌اند كه به كمك آن، انسان مي‌تواند راه درست را بيابد و هوا و هوس و غرور را به گردو غباري تشبيه كرده‌اند كه مانع ديد انسان مي‌شود.
در هر حال انسان مغرور، نه به فكر يادگيري است و نه عالمان رغبتي به آموزش او دارند و نه مي‌تواند از علم خود استفاده كند. چنين انساني نمي‌تواند رأي و نظر صحيحي داشته باشد. پيشواي دانايان، علي عليه‌السلام مي‌فرمايد: «انسان مغرور و خودپسند، فكر و نظر درستي ندارد»

دريانوردان ايرانيان در دوره اشكانيان / قسمت اول

دريانوردان ايرانيان در دوره اشكانيان / قسمت اول

بازرگاني دريايي
از دوره اردوان دوم، ايرانيان وارد دوران به نسبت طولاني رفاه و رونق شدند كه نتيجه مستقيم گسترش بازرگاني از راه دريا بود كه آن نيز خود نتيجه گسترش دريانوردي ايشان است.

دريانوردان ايرانيان
«… بازرگاني و دريانوردي ايرانيان در دوران اشكاني پيشرفت زيادي كرد و همه جا با روميان رقابت و برابري مي‌كرد… ايران دوران اشكاني همانند به يك كشور بين‌المللي بود كه از همه اقوام و ملل در طول شاهراه بازرگاني آن گرد آمده بودند. راه دريايي بازرگاني (جاده ادويه- راه دريايي ابريشم) كه از خليج فارس آغاز مي‌شد، اهميت زيادي داشت. كشتي‌هايي كه در خليج فارس آمد و شد مي‌كردند، تا جزيره سيلان و سواحل چين پيش مي‌رفتند و ناخدايان و دريانوردان ايراني چنان مهارتي داشتند كه هيچ كس را ياراي برابري با آنها نبود. ايرانيان حتي بر دريانوردان پيشين يوناني، فينيقي و مصري نيز برتري داشتند…».
در هر كشتي بازرگاني براي مبارزه با راهزنان دريايي چند تيرانداز و دست كم يك قلاب‌انداز وجود داشت كه با مهارت خاصي قلاب را بر روي بادبان كشتي دشمن انداخته آن را پاره مي‌كرد.
در حالي كه شهربندرهاي هرمز، تيس، ري‌شهر و ليان اهميت كهن خود را داشتند، تاريخ‌نگاران رومي از دو بند بسيار مهم آپولوگوس (بصره) و كاراكس اسپاسيني (خرمشهر) در ساحل اروندرود و در منطقه خودمختار كَرخ‌ميسان (اليميايي) نام مي‌برند. از اين دو بندر كالاهايي مانند مرواريد، پارچه، باده، طلا و خرما به سراسر جهان شناخته شده آن روز صادر مي‌شود و كشتي‌هاي آنان تا بنادر چين و زنگبار آمدوشد داشتند. در اين زمان يكي از بزرگ‌ترين پايگاه‌هاي دريايي، در جزيره خارك و در قلب راه‌دريايي ابريشم و راه دريايي ادويه بود كه تحت منطقه خودمختار كَرخ‌ميسان قرار داشت. منطقه خودمختار كرخ‌ميسان در زمان ساسانيان ولايت «اردشيرخوره»، از توابع استان پهناور پارس، ناميده مي‌شد. همچنين در ساحل جنوبي خليج فارس از صنعت كشتي‌سازي بزرگي در شهر بندر اومانه (به معناي پرآب، عمان كنوني) نام مي‌برند.

بحرين
محمد بن جرير تبري، بحرين را يكي از توابع ايران در دوران اشكاني بر مي‌شمارد. هم او و حمزه اصفهاني تاريخ‌نگاران ايراني، از نبرد دريايي اردشير بابكان پادشاه ايران و ساترون واپسين فرمانرواي اشكاني ميش‌ماهيگ (بحرين) ياد مي‌كنند و پس از اين نبرد و پيروزي در آن شهربندر «تن اردشير» در محل كنوني بندر بحرين ساخته شد سپس اردشير فرزند و وليعهدش، شاهپور نخست را فرامانرواي درياي پارس و مركز حكومت او را همين شهر تن‌اردشير قرار داد و وظيفه بنيان نيروي دريايي توانمند را بر دوش او قرار داد. در دهه چهل خورشید (شصت ميلادي) باستان‌شناسان اروپايي در قصبه ابوعلي در جنوب غربي منامه گورستان بسيار بزرگي از دوران اشكاني يافتند. در اين گورها مرواريد و مرجان فراوان يافتند كه رونق آن در دوران اشكانيان را نشان مي‌دهد.

دریانوردان ایرانیان در دوره اشکانیان / قسمت دوم